تبليغاتX
داستانك
پیراهنی که آید از او بوی یوسفم...
.
.
 

نوروز 91 مبارک. به امید روزگاری نو.

 

.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 15:22  توسط تلكابين  | 
.
.
.

 

فريب واژه‌ها رُ نخور ، وقتي اولين حرف الفبا سَرش كُلاه رفته !

" دكتر شريعتي "

 

.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 8:48  توسط تلكابين 
.
.
.


زندگی تجربه تلخ فراوان دارد
دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه یک عمر بیابان دارد...

 

.
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 22:26  توسط تلكابين  | 
.
.
.
 

wpe14.jpg (65415 bytes)
تحقیر یک ببر در تایوان - سال ۲۰۰۰

به تصویر بالا نگاه کنید و دریابید که ببر بی رحم تر است، یا آدمیانی که با او چنین سلاخانه رفتار می کنند. آنان هر تکه از بدن ببر را به مثابه دارویی شفابخش می بینند! و آیا این خودخواهی قابل بخش است؟

 

.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 12:26  توسط تلكابين  | 
.
.
.
 

پشتش سنگين بود و جاده‌هاي دنيا طولاني...

 

.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 23:19  توسط تلكابين  | 
.
.
.

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد...

يک روحاني او را ديد و گفت : حتما گناهي انجام داده اي! 
يک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت! 
يک روزنامه نگار در مورد دردهايش با او مصاحبه کرد!
يک پزشک براي او دو قرص آسپرين پايين انداخت!  
يک پرستار کنار چاله ايستاد و با او گريه کرد! 
يک  روانشناس او را تحريک کرد تا دلايلي را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پيدا کند! 
يک تقويت کننده  فکر او را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است!  
يک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود يکي از پاهات رو بشکني!!!  
سپس فرد بيسوادي گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بيرون آورد...!

آنکه مي تواند، انجام مي دهد و آنکه نمي تواند، انتقاد مي کند.

 

.
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 1:43  توسط تلكابين  | 
.
.
.
 Hossein Meiboudi Links.state@gmail.com

          دستی به کرم به شانه ی ما نزدی
                            بالی به هوای دانه ی ما نزدی

          دیر است دلم چشم به راهت دارد
                            ای عشق ، سری به خانه ی ما نزدی

                                                           قیصر امین پور

 

.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 19:8  توسط تلكابين  | 
.
.
.


با خبر شدیم دوست خوبمان (محمد حسنی سنگانی) دانشجوی کارشناسی ارشد محیط زیست دانشگاه تهران، در سوگ پدر عزادار شده است. 
از طرف تمامی دوستان اين سوگ را به محمد عزيز تسليت گفته و براي او و خانواده محترمش شکيبايي آرزو داریم.


.
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 0:43  توسط تلكابين  | 
.
.
.

به کوه سیاه دل خوش کردیم برف اومد سفید شد...




 

.
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 17:7  توسط تلكابين  | 
.
.
.
 

عاشق تر از همه ما موش کوری است که زیبایی جفتش را چشم بسته باور میکند...

.
+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 21:23  توسط تلكابين  | 
.
.
.

 




رنگارنگ ... پر رنگ ... کم رنگ ... کم رنگ ... کم رنگ ... کم رنگ ...
.

..

.

.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 14:6  توسط تلكابين  | 
.
.
.
 


اصولاْ هر مرضی حاصل ذهنی ناآرام است، عدم بخشایش علت عمده امراض است

خدایا نگذار از کسی کینه ای به دل بگیرم. من با همه دنیا در آشتی و آرامش هستم...


 

.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 11:48  توسط تلكابين  | 
.
.
.

این روزها داستان ها و واقعیت ها با هم قاطی شده...

.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 22:42  توسط تلكابين  | 
.
.
.

به تعداد آدم های روی زمین عشق وجود دارد اما ما در اینجا تنها به ذکر چند نمونه ی متداول تر از آن می پردازیم.

عشق زمینی : دو نفر که روی زمین زندگی می کنند به صورت اتفاقی یا از قبل پیش بینی شده با هم برخورد کرده و دچار عشق زمینی می شوند . عشق زمینی زیر مجموعه های بسیاری دارد.

عشق فضایی : دو نفر که توی فضا زندگی می کنند به علت این که در فضا قوه ی جاذبه وجود ندارد، ممکن است با هم تصادف کرده وایجاد عشق فضایی کنند!

عشق در یک نگاه : متداول ترین نوع عشق زمینی ست واغلب چون نگاه کردن خرج ندارد، زیاد اتفاق می افتد. این نوع عشق معمولا" با نگاه بعدی فورا" تصییح شده و از بین می رود!

عشق سربزنگاه : بیشتر برای دختران ترشیده رخ می دهد که تحت تأثیر فداکاری اولین خواستگارشان قرار گرفته و فورا" عاشقش می شوند!

عشق بدوی : توی غارها و یا جنگل رخ می دهد . در گذشته به علت کمبود جنس ماده و عدم کشف مهریه و شیربها و اینگونه مخلفات ، دو نفر تا به هم می رسیدند عاشق هم شده و غار جدیدی را با هم می ساختند . امروزه به دلیل شیوع وارونگی و کم شدن جنس نر این نوع عشق منسوخ شده است!

عشق لاتی : معمولا" یک آدم چشم چران مزاحم یکی از نوامیس مردم می شود و لات محل به کمک او آمده و نجاتش می دهد . نوامیس مردم هم تحت تأثیر این عمل ، روبنده اش را کنار زده و عاشق دستمال یزدی و سبیل های آویزان طرف می شود . تکلیف لات محله هم که نگفته پیداست !

عشق پروانه ای : عشقی ست که در آن دو طرف کار و زندگیشان را رها کرده و از صبح تا شب برای هم لاو می ترکانند!

عشق سوزناک : نوعی از عشق پروانه ای ست که دو طرف دیگر از لاو ترکاندن اشباع شده اند و به خودزنی و خودآزاری روی می آورند . این نوع عشق معمولا" برای کم کردن وزن و رسیدن به سایز دلخواه توصیه می شود !

عشق کله پاچه ای : عشقی ست که در آن دوطرف مدام یا کله ی هم را می خورند ، یا پاچه ی هم را می گیرند . این نوع عشق اغلب به از دست دادن کله یا پاچه ی یکی از طرفین منتهی می شود !

عشق اول : عشقی ست که اغلب در سنین پائین به سراغ آدم آمده و حکم دست گرمی را دارد!

عشق آخر : بعد از یک دوره ی سلسله وار عاشقی بوجود آمده و چون طرف دیگر در عشق کارکشته شده و جنس خوب را از بد تشخیص می دهد ، معمولا" پایدار می ماند!

عشق مادرانه : این نوع عشق بیشتر در بین مردان متداول است و زمانی رخ می دهد که مردها قصد ازدواج و عوض کردن مادرشان را دارند!

عشق اسطوره ای : عشقی ست که پیشینیان با کمک قوه ی تخیل خود ابداع کرده اند تا درس عبرتی برای آیندگان باشد! 

عشق سیندرلایی : در بین دختران دست و پا چلفتی متداول است که معمولا" لنگه ی کفش یا وسایل دیگرشان را در جاهایی که نباید جا گذاشته و دردسر درست می کنند!

عشق خام : عشقی ست که هنوز در مرحله ی شروع است و مزه ندارد!

عشق پخته : عشق خامی ست که تحت تاثیر فعل و انفعالات شیمیایی و گرمایشی قرار گرفته  و توی دهن آب می شود!

عشق درون گرا : عشقی ست که از درون مثل خوره روح آدم را در انزوا می خورد!

عشق برون گرا : عشقی که همین جور فوران می کند و بیرون می ریزد و دست و پای آدم را می گیرد و کلا" مخل آسایش در و همسایه است!

عشق کلاسیک : عشقی ست که به تمام یا بیشتر معیارهای قدیمی وفادار مانده است .

عشق پست مدرن : توی پارتی یا میهمانی رخ داده و دو نفر در حال اکس ترکاندن به هم نزدیک شده و فورا" می روند سر اصل مطلب و به همان سرعت هم از اصل مطلب دور می شوند !

عشق زنجیره ای : به صورت دنباله دار است و اغلب در بین افرادی رخ می دهد که عاشق عاشق شدن هستند!

پ ن :
یک نوع دیگر هم بود که نگفتم...
مطلب دزدی می باشد...

.
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 17:24  توسط تلكابين  | 
.
.
.


اگر در این دوره زمانه، انسان بخواهد نصایح هر رهگذری را گوش دهد و به آن ها عمل کند بدون شک سریعاً به هلاکت می رسد. به نظر من اگر تنها به نصایح انسان های بزرگ و عاقل گوش دهد علاوه بر مفید واقع شدن، در وقت خود هم صرفه جویی به عمل آورده است . به تازگی، یکی از دوستانم، من را عجیب نصیحت می کرد و من در پایان به این نکته پی بردم که وی چقدر در شناخت من کوتاهی کرده است. شاید دلیلش این بود که نصیحت های آن بیشتر به عالم حیوانات مربوط بود نه انسان ها.

وقتی به زندگی خود نگاهی میکنیم، خواهیم دید که معلمان ما نقش مهمی در تغییر مسیر زندگی ما داشته اند. برای همین است که می گویند: معلمی شغل انبیاست. همیشه احساس من نسبت به معلمانم این بوده که آنان صبری مثال زدنی دارند و صبور بودن را در بسیاری از آن ها یافته ام.

چندی پیش در طی بازدیدی که از تالاب امیرکلایه داشتیم با استاد عزیزمان دکتر "جمشید منصوری" در مورد این موضوع صحبت می کردیم که براستی بعضی از انسان ها عجیب دوست داشتنی اند و نبودشان باعث دلهره هایی عجیب در دل انسان می شود و ایشان هم خاطراتی دلنشین برای ما گفتند پر از نصیحایح...

 

حسین میبودی

 کبابی لنگرود


 

.
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 23:49  توسط تلكابين  | 
.
.
.

انسانهای خوشبین و بدبین هردو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را اختراع می‌کند و بدبین چتر نجات.

 

.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 20:6  توسط تلكابين  | 
.
.
.
حسین میبودی
.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 11:21  توسط تلكابين  | 
.
.
.


رويا پردازی تموم شد
            همه جا ساکت شد...
اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد
صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد


 

.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 11:38  توسط تلكابين  | 
.
داستانك